الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

59

شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)

چنان كه مى دانيم « الله » ، مشهورترين اسماء الله الحسنى است كه ساير اسماء حسنى بر آن نام گذارى مىشود ؛ به طور مثال گفته مىشود كه رحيم ، رحمان ، غفار ، توّاب يا خالق ، اسمى از اسماء الله است ، امّا بليغ نيست . گفته شود « الله » اسمى از اسماى رحيم ، خالق ، رزاق ، واحد و يا احد است و سرّش اين است كه « الله » اسم ذات مقدسه‌ى بارى تعالى است ؛ اما بارى ، خالق ، عليم ، عالم ، قدير و اسماء ديگر اسم صفتى از صفات ذاتيه يا فعليه‌ى خداوند متعال مى باشند . و به طور كلى اينكه اين اسم جليل ، بر ذات الهى كه جامع جميع صفات كماليه است اطلاق مىشود و بر ساير اسماء تقدّم دارد و حاوى معانى تمام اسماء حُسنى است . اما اسماى ديگر هر كدام بر يك معنا از آن معانى دلالت دارند و به ساير معانى دلالت ندارند ؛ به عنوان مثال اسم شريف « القادر » فقط بر قدرت حق تعالى دلالت دارد و بر علم خدا دلالت ندارد و اگر بر برخى اسماء مانند « الحى » دلالت دارد بالالتزام است ، نه اينكه مفهوم آن اسم معناى مطابقى « القادر » باشد . مطلب ديگر اين است كه مشار اليه و مرجع ضمير در مثل آيه‌ى شريفه‌ى ( إِنَّهُ حميدٌ مجيدٌ ) يا ( إنَّه عَلى كُلِّ شَيء قَديرٌ ) ، همين لفظ جلاله است و در مثل ( هُوَ اللّهُ الّذي لا إِلهَ إِلّا هُو ) جايز است ضمير اول ضمير شأن يا اشاره به ذات و مسّماى « الله » باشد . چنان كه ضمير دوم جايز است ، اشاره به همان ذات و يا در مورد « الله » باشد . به هر حال در كتاب‌هاى شرح اسماى حسنى و در كتب ادعيه پيرامون اين لفظ كه اجل الفاظ و اشرف كلمات است مطالب بسيار گفته شده و روايات